أبو علي سينا

مقدمه 15

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )

چنان كه : يا مقصد عالى فلسفى را به صورت قصّه در آورده - مانند رسالة الطّير ، و رسالة حىّ بن يقظان . و يا فصلى از مباحث شريعت را بر مبانى فلسفى استوار كرده و با اصول حكمت ( بقسمى كه سابقه ندارد ) تطبيق كرده است ، مانند رسالهء معراجيّه - و نيروزيه ( در تفسير فواتح السور ) و صمديه ( در تفسير سورة الاخلاص ) و تفسير معوّذتين ( سورة الفلق - و سورة الناس ) و رساله در امر زيارات - و دعا - و امثال اينها ، كه درين رسائل اگر هم مصنّف مطلبى از فلاسفهء پيشين اقتباس كرده باز ايراد كردن اين مطالب به صورت قصّه - يا تطبيق كردن آنها با آيات كريمهء قرآن و مباحث دينى نتيجهء فكر خود اوست . و نظير اينها است رسالاتى كه در پاسخ سؤالات معاصرين خود نگاشته مانند پاسخ پرسشهاى ابو ريحان بيرونى ، و پاسخ ايرادات مردم شيراز بر كتاب نجات و نامهء او بابو عبيد جوزجانى فى الانتفاء عما نسب اليه من معارضة القرآن . و ردّ رسالهء ابو الفرج عبد اللّه بن الطيب البغدادى در قواى طبيعيّه و نامهء وى بعلماء دار السلام بغداد كه در آن از علماء دار السلام خواسته است كه ميان وى و رجل همدانى منصفانه حكومت كنند « 1 » و مباحثات او با

--> ( 1 ) - سخن مشهور كه رجل همدانى گفته است : كلى طبيعى را سوار الاغ ديدم ، غلط است زيرا كسى كه اهل دانش و اصطلاح است - ممكن نيست تا اين درجه بخطا رفته باشد - كه كلى را صريحاً بجزئى اشتباه كند ، و اگر چنين مىبود هر دانشجوى مبتدى از خطاى وى آگاه مىشد ، و وى را بر چنين خطاى فاحشى سرزنش ميكرد ، و نيازى نبود به اين كه شيخ از علماء دار السلام تقاضاى حكميت كند . بلكه مقصود او اينست كه كلى طبيعى در خارج موجود است ، بدين گونه كه همه مشخصات افراد عارض اوست ، ولى بالملازمه هر چه در خارج موجود باشد مشخص است كه الشيء